دنیای هویج ها و بستنی های مرده
داستان هاي ترسناک تخيلي وحشتناک در مورد حمله ی هویج بستنی ها به مردم
خیلی وقته هی میام این وبو حذفش کنم دلم نمیاد این روزا خیلی دلم گرفته یه عمر فکر کنی یه مشکل داری و تازه بفهمی هیچیت نیست و همش جنبه ی روانی و یه ناخودآگاه نشناخته داره. زندگی تو شهر کوچیک و بی امکانات همینه دیگه.نه کتری...نه تجربه ای...نه کوفتی...نه زهرماری.... حالاباس از نو شروع کنم و خودمو دوباره بسازم.آیینه ای رو که سالها پیش شکستمو باس دوباره چسب بزنم.بد بختی اینجاس که تک تک تکه های آیینه تو چشمامه. ولی خدا بامنه... فردا آسمان ازان منست... درستش میکنم و باید بگیرم هرچیو که زندگی ازم گرفت و اولیش خداست.خدایی که یه عمر فکر میکردم ازم بدش میاد و عذاب وجدانی همیشگی وجودمو میخورد ولی حالا فهمیدم چقدررررررررررررررر اون منو ای لاو یو سلام خیلی از دوستان کد آهنگ وبو درخواست کرده بودن که نمیدونم چرا توی پست ها گم شده برا همین دوباره میزارمش. این کد متعلق به فیلم ارباب حلقه هاس. با تشکر فعلا"... از قلب درختی چکید ماهی به عشق آب دل از تنگش برید کبوتر در یاد آسمان سینه ی قفس درید دختر زشت داستانم به هفتمین شهر عشق رسید کودک یتیم شهر تصویر سخاوت کشید فاحشه ی کوچه ها باکره در کفن قلتید پیر دیر ما با مرگ خویش به جویی ها اشک های بی حاصلی بسرید ملای دهکده کتاب ریا بلعید سینه ی سرخ سینه سرخ رنگ زرد نیش مار را بر عمق قلب خویش جرید دل هوای یار کرد یار هوای دلربا کرد روزی که آدم قران درید کلاغ دعوی عدالت گرفت آن روز که ظلم پیراهن خونی حق را به شهر ما آورد کبوتر نوای سوگ آینه بخواند شاهزاده ی کوچک رویای من در جمجمه ی حقیقت ها دزد شد اسب سفید آرزو ها در جاده ی واقعیت ها الاغ شد سیمرغ خوش خبر داستان ها در قانون حاکمان تهاجم پیشه کرد قالیچه ی پرنده ام بستر هرزگی های بی انتها شد پس راز خنده را در دل مینهم یاد آخرین نگاه در ذهن می فشارم کس به دولت دیوان عشق ما راه نیافت چون هرکه توان راه رفتن داشت پرده ی محرم مارا هدیه ی خنجر بکاشت آیینه ی چشمان دوست در پلک خواب خاک به که در میدان فاش شهر شهره ی ناحرمان شود اینو که خوندم یهو دلم هواشو کرد خیلی دوستش دارم خداکنه هرچه زود تر بیاد وقتی میاد همه عاشق میشن چقدر دنیا قشنگ میشه اگه همه ی آدما عاشق باشن همه بخندن... هییییییییییییییییییییییییییییی![]()
| Design By : Night Skin |

